X
تبلیغات
رایتل

آموزش ابتدایی

به وبلاگ من خوش امدی
سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1389

تاثیر فیلم اموزشی بریادگیری درس علوم

پژوهش حاضر که با هدف بررسی تأثیر نمایش فیلم مفاهیم علوم ابتدایی سال پنجم در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر مدارس سال پنجم منطقه پنج تهران انجام گرفت برمبنای این مسئله

 

تأثیر فیلم آموزشی مفاهیم علوم ابتدایی سال پنجم بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
ارسال صفحه برای دوستان اظهار نظر امتیاز به صفحه چاپ


 
 
 
پژوهش حاضر که با هدف بررسی تأثیر نمایش فیلم مفاهیم علوم ابتدایی سال پنجم در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر مدارس سال پنجم منطقه پنج تهران انجام گرفت برمبنای این مسئله استوار بود که پژوهشگر پس از برخورد با نظرات متفاوتی که توسط رویکردهای منشعب از مدرنیته و نقطه نظراتی که توسط پست مدرنها در ارتباط با تأثیر رسانه های آموزشی بر امر یادگیری بیان شده بود با انتخاب نمونه ای از جامعه دانش آموزی کشور درصدد تحقیق این مسئله برآمد. به همین دلیل فیلم آموزشی مفاهیم علوم ابتدایی سال پنجم به عنوان نمونه ای از حضور فیلمهای آموزشی در عرصه تعلیم و تربیت کشور انتخاب شد تا تأثیر آن بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بررسی شود، بدین منظور از روش تحقیق شبه آزمایشی استفاده و از میان 4058 نفر دانش آموز پسر سال پنجم ابتـدایی منطقه پنج تهران (در سال تحصیلی 84 - 83) به عنوان جامعه آماری، سه مدرسه و به تبع آن سه کلاس (سه گروه) 30 نفری (جمعا 90 نفر) به عنوان نمونه تحقیق به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد و با انتخاب یکی از بخشهای علوم ابتدایی سال پنجم (بخش زمین نا آرام)، سه روش مختلف تدریس یعنی تدریس توسط معلم (گروه یک)، آموزش توسط فیلم (گروه دو) و تدریس توسط معلم به اضافه نمایش فیلم (گروه سه) به گروه ها به صورت تصادفی اختصاص یافت و پیشرفت تحصیلی حاصل از اجرای روشهای مختلف تدریس توسط یک آزمون معلم ساخته واحد مورد سنجش قرار گرفت و داده های حاصل از این آزمونها برای بررسی فرضیه ها توسط آزمونهای آنالیز واریانس یک سویه، توکی و آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج زیر در سطح معنی دار پنج درصد و سطح اطمینان نود و پنج درصد به دست آمد.

ــ با تجزیه و تحلیل میانگین های نمرات گروه یک و گروه دو، مشاهده شد که بین آنها اختلاف معنی دار وجود دارد. به عبارت دیگر تدریس معلم نتایج متفاوتی را نسبت به نمایش فیلم ایجاد کرده است.

ــ با مقایسه بین میانگین های نمرات آزمون گروه یک و گروه سه، اختلاف معنی داری بین آنها وجود نداشت و برای اینکه نشان دهیم بین تدریس معلم به تنهایی و تدریس معلم همراه با نمایش فیلم اختلافی وجود دارد، در این جامعه آماری شواهد و قرائن کافی وجود نداشت.

ــ با تحلیل و مقایسه بین میانگین نمرات آزمون گروه سه و گروه دو مشخص شد که بین آنها اختلاف معنی دار وجود دارد و این گروهها متفاوت هستند. به عبارتی، تدریس معلم همراه با فیلم نتایج متفاوتی را نسبت به آموزش توسط نمایش فیلم ایجاد کرده است.

ــ همچنین با مقایسه میانگین نمرات سه گروه مشخص شد گروه دو به شدت با گروه یک و گروه سه متفاوت است و گروه یک و گروه سه در حقیقت یک گروه هستند.

بنابراین با توجه به نتایج فوق می توان بیان داشت که در این جامعه آماری و با توجه به تجزیه و تحلیل داده های آزمون، نمایش فیلم مفاهیم علوم ابتدایی سال پنجم تأثیری در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مقابل تدریس معلم و تعامل دانش آموزان با یکدیگر نداشته، به همین دلیل این پژوهش نشان میدهد در جریان یاددهی و یادگیری باید به نقش معلم، فعالیت گروهی و تعامل دانش آموزان با یکدیگر توجه بیشتری شود و از فیلمهای آموزشی در شرایطی که دسترسی به معلم متخصص و کارگروهی و کارگاهی امکان پذیر نباشد استفاده شود.

 

چکیده ادبیات پژوهش و پیشینه مطالعاتی

در این پژوهش تعاریف تکنولوژی آموزشی از دیدگاههای متفاوتی بررسی شده و سپس مدل التون در ارتباط با تکنولوژی آموزشی و سیر پیشرفت آن از نگاه ابزاری به یادگیری و تکنولوژی آموزشی تا نگاه انسانگرایانه بررسی شده است.درمرحله اول تکنولوژی آموزشی و رسانه های آموزشی با دیدی توده نگر و به صورت آموزش جمعی دیده شده که در این مرحله آموزش با هجوم وسایل آموزشی همچون فیلم و تلویزیون در امر تعلیم و تربیت روبرو بوده است. مرحله دوم که مرحله یادگیری انفرادی است تحت تأثیر نگره های رفتارگرایی و دیدگاه اسکینر در آموزش انفرادی و دستگاههای آموزش برنامه ای قرار دارد. در مرحله سوم وارد مرحله یادگیری گروهی می شویم که نقش ابزار آموزشی و فیلم آموزشی کمرنگ شده و به نقش فعالیت های گروهی و تعامل افراد با یکدیگر و یادگیری شهودی تأکید شده است.

در قسمتی دیگر از پژوهش با دیدگاه سیستمی آشنا می شویم که تکنولوژی آموزشی را به عنوان فرآیندی سیستمی نگاه کرده و کل فرآیند طراحی آموزشی را مطرح می کند که عناصر آن (همچون فیلمهای آموزشی) در تعامل با عناصر دیگر سیستم هستند این رویکرد توسط نظریه خبرپردازی در روانشناسی حمایت می شود. این دیدگاه هم در پی نظریه کائوس (آشفتگی) دچار چالش جدی شده و نظم آهنین سیستمها مورد سؤال قرار می گیرد.

همچنین در این پژوهش سیر تحول تکنولوژی آموزشی در ایران و جهان از دیدگاه مدرنیته و پست مدرنیته مورد بررسی قرار می گیرد. دیدگاه مدرنیته که تحت تأثیر آموزه های پوزیتیویسم و عصر روشنگری قرار دارد، پیشرفت دانش را در گسترش مشاهده علمی می داند و حقیقت را براساس انطباق دانش با قوانین طبیعی تفسیر می کند. نظریات منشعب از این رویکرد معتقد هستند دانش خارج از ذهن یادگیرنده میباشد و وظیفه تعلیم و تربیت انتقال اطلاعات به یادگیرنده است در نتیجه رسانه ها و فیلمها می توانند جهت انتقال اطلاعات به یادگیرندگان استفاده شوند ولی پست مدرنها در مقابل این دیدگاه قرار می گیرند و معتقدند ادراک یک فرآیند است و بر محور معنی می چرخد و فرد موقعی چیزی را درک می کند که با هدفهای او هماهنگ باشد در نتیجه این دیدگاه بر فعالیت یادگیرنده در ساخت دانش تأکید دارد و معتقد به برداشت مخاطب از رسانه و به تبع آن فیلم آموزشی و ساخت مفهوم در ذهن مخاطب میباشد و بیشتر به فعالیت گروهی که منجر به ساخت دانش می شود تأکید دارد.